سديد الدين محمد عوفى

605

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

گفتند : همه شب نماز كند . شبى من « 1 » ناگاه در آن خلوت‌خانه « 2 » شدم . او را ديدم سبويى شراب تلخ « 3 » مروق نهاده و بتى برنجين بر پيشگاه خانه نهاده و او « 4 » در پيش آن بت به « 5 » زانو درآمده و او را خدمت مىكرد « 6 » . من « 7 » آن بت « 8 » و آن سبو را برگرفتم و به خدمت خداوند عالم آوردم تا حكم « 9 » چه فرمايد « 10 » . سلطان ساعتى متأمل شد . پس « 11 » سر برآورد « 12 » و گفت : آن پير را حاضر كنيد تا « 13 » درين كار تفحص بليغ به جاى آريم . اما تو دست بر سر « 14 » من نه « 15 » و به جان و سر من سوگند خور « 16 » كه آنچه گفتى راست گفتى « 17 » تا بعد از آن آنچه رأى ما اقتضا كند به جاى آريم . عبد الرحمن خال منفعل شد و « 18 » گفت : به جان و سر تو كه دروغ گفتم . سلطان فرمود كه اى ناجوانمرد ترا چه بر آن داشت « 19 » كه در حق اين بيچاره چنين قصد كردى ؟ گفت : آنكه « 20 » سرايى خوش دارد و من « 21 » آنجا « 22 » نزول كرده‌ام . گفتم چون اين سخن « 23 » بگويم از آنجا كه حميت دين پادشاه است در حال او را سياست فرمايد و آن سراى او « 24 » به من بخشد . سلطان

--> ( 1 ) - مپ 2 - من ( 2 ) - مپ 2 : در خلوت‌خانهء او ( 3 ) - مپ 2 - تلخ ( 4 ) - مپ 2 - او ( 5 ) - مپ 2 + دو ( 6 ) - مپ 2 - و او را خدمت مىكرد ( 7 ) - متن : و ( 8 ) - مج + را ( 9 ) - مپ 2 + آن ( 10 ) - مج : حكم آن بفرمايد ( 11 ) - مپ 2 : آنگاه ( 12 ) - مج - پس سر برآورد ( 13 ) - مج : تا آن پير را حاضر كنم و ( 14 ) - متن : دست تو بر دست ( 15 ) - متن - نه ، مپ 2 - دست بر سر من نه ( 16 ) - مج - خور ( 17 ) - مج : گفته ( 18 ) - متن و مج - منفعل شد و ( 19 ) - مج : ترا بدان كه داشت ( 20 ) - مپ 2 : به جهت آنكه ، مج + او ( 21 ) - مج + در ( 22 ) - مپ 2 - آنجا ( 23 ) - مپ 2 - سخن ( 24 ) - مپ 2 : خانه را